وجه تسمیه روستا :
طاق در زبان فارسی معانی متعددی دارد از ان جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد :
به معنی سقف محدب – آسمانه – درونسو یا جانب داخلی سقف
به یک دست ایوان یکی طاق دید زدیده بلندی او ناپدید . ( فردوسی)
به معنی جامه ای پوشیدنی و چادرسر
تغییر یافته کلمه تاگ = تاک = تاغ =تاج
به معنی دست مانند یک طاق ( دست ) پارچه
به معنی تک – مقابل جفت – یکتا و بی همانند – جدا و تنها
طاق با جفت هردوان جفتند زانکه توحید نیست زیر بیان .( ناصر خسرو)
نام درختی به نام سایه خوش که هیزمش را می سوزانند و نام محله ای است در بغداد .
همچنین احتمال می رود که کلمه طاق بر خلاف صورت عربی آن کلمه ای فارسی وتغییر یافته کلمه تاگ باشد چرا که مورخین یونانی از وجود تونلی به نام تاگه آ در کنار روستایی به همین نام در شرق هکاتم پلیس یاد کرده اند که اسکندر شبی را درانجا منزل کرده است .
تاریخچه:
متاسفانه درباره پیشینه تاریخی این منطقه تحقیقات نوینی انجام نگرفته است و در منابع تاریخی نیز جز اشاراتی مبهم ذکری از این منطقه نشده است یاقوت حموی در معجم البلدان از حصاری به نام طاق نام می برد که در کوههای طبرستان واقع شده است و مسیر ان از ایالت قومس میگذرد . وی نوشته است که در این موضع غاری وجود داشته است که ورودی ان بسیار تنگ بوده ودر داخل گشاد می شده است این غار خزانه پادشاهان پیش ازاسلام بوده ودر ان اسلحه و مایحتاج لشگر نگهداری میشده است ( پس از سقوط ساسانیان این قلعه و غار ان بوسیله عمال خلیفه عباسی غارت شد) .
ابن فقیه از سلیمان ابن عبدالله نقل می کند که در نزدیکی روستای طاق محلی است که اگر کسی انجا را به کثافت الوده کند بادی تند می وزد و بارانی سخت
می بارد تا ان کثافت را پاک کند . احتمال میرود قلعه ای را که یاقوت حموی در کتاب خود جزو بلاد طبرستان ذکر کرده طاق دامغان باشد زیرا در کتب
تاریخی گذشته گاه روستاهای دامنکوه و حتی خود دامغان را جزو بلاد طبرستان می نامیدند و غاری که یاقوت از ان نام برده است می تواند غار شیر بند
و یا غار چاه دیو باشد که نزدیک این روستا قرار دارد وگفته میشود غار چاه دیو بوسیله تونلی در زیر زمین به قلعه طاق متصل میباشد و مشخصات ان با نقل یاقوت نزدیکتر است و محلی که ابن فقیه نقل کرده است که با الوده کردن آن باد بر میخیزد می تواند چشمه بادخوان کلاته باشد که مردم دامغان معتقدند هر کس انرا الوده کند باد سختی به طرف دامغان می وزد برای همین اهالی در ان مکان همیشه نگهبانی می گذاشته اند تا کسی انرا آلوده نکند . مورخین یونانی در سفر نامه اسکندر مقدونی از تونلی به نام تاگه آ نام برده اند که در نزدیکی روستائی به همین نام ودر یک منزلی دامغان واقع شده است و پس از اینکه داریوش در بستجان ( حاجی اباد کنونی ) به دست یکی از سربازانش (بسوس ) در کنار نهر ابی به قتل می رسد اسکندر او را با احترام دفن کرده و شب را در قلعه تاگه آ گذرانده و روز بعد به راه خود ادامه میدهد احتمال می رود قلعه تا گه ا همین طاق امروزی باشد زیرا در یک منزلی دامغان و نزدیک بستجان روستائی دیگر به این نام شناخته نشده است درباره سیر گذر تاریخی این روستا متاسفانه منبع موثقی وجود ندارد ( مگر پاره ای روایات غیر مطمئن )از آنجمله گفته میشود در کاروانسرای شرقی این روستا درخت سنجدی بوده است که محمد حنفیه فرزند حضرت علی (ع ) پس از اتراق در این کاروانسرا اسب خود را پای ان درخت بسته است از این رو آن مکان وان درخت ( امروزوجود ندارد ) نزد اهالی تقدسی خاص داشته است . در قبرستان این روستا سنگ قبری به نام سید کمال الدین ابن قربان طاقی وجود دارد که روی ان سال 1000 هجری قمری حک شده است و مصادف با عصر صفویه در ایران می باشد صاحب این قبر خود بانی مقبره پیر نعما ( یکی از خادمان امام رضا )در روستای بق میباشد . مقبره سید کمال الدین در سال1380 شمسی بوسیله یکی از اهالی خیر تعمیر شده و گنبدی اجری بر روی ان ساخته شده است .
علی اصغر کشاورز در کتاب تاریخ دامغان اورده است که روستای طاق دارای دو قلعه است که داخل قلعه بزرگتر تپه ای است که طبیعی نبوده و روی ان عمارت مجللی ساخته شده و مسکن یکی از خان های قاجار به نام الله یار خان بوده که در زمان فتحعلیشاه و محمد شاه می زیسته و طاق – بق و باغ صبا (کلاتو ) متعلق به او بوده است . این عمارت گچ بری زیبائی داشته وروی یکی از گچ بریهای بخاری توی دیواراین بیت نوشته شده بود .
دهان گشاده بخاری بسان بی ادبان رسانده کار بجائی که چوب می خواهد .
وی از فردی به نام اقا علی طاقی نام برده که دو پسربه نامهای اقاباباخان و حمزه خان داشته است . ویکی از پسرهای اقاباباخان به نام اسد الله خان در زمان حکومت امیر اعظم سرکرده سوار بوده و لقب محتشم الدوله یافته است او پس از کشته شدن امیر اعظم حاکم شاهرود شده است ومردی با سواد و خوش خط بوده است.

